۰۹ محرم ۱۴۴۰-پنج شنبه 29 شهریور 1397-
ویژگی‌های دوستان و دشمنان اهل بیت(علیه السلام)

«اصبغ‌بن نباته» نقل می‌کند که در مسجد کوفه و در محضر علی (علیه السلام) بودم که غلام سیاهی را به اتهام سرقت به محضر آن حضرت آوردند. بعد از سه بار اقرار وی به دزدی و اثبات آن در نزد علی(علیه السلام)، امام دستور داد تا دست راست او را قطع کنند. آن غلام با دست چپ، دست بریده خویش را در حالی که خون از آن می‌ریخت، برداشته و از محضر امام بیرون رفت. در این موقع یکی از خوارج و دشمنان حضرت به نام‌«ابن کوا» خواست از فرصت استفاده کند و آن غلام را که از دوستداران اهل بیت(علیهم السلام) بود، به بدگویی برعلیه امام علی (علیه السلام) تحریک نماید، لذا به او گفت: ای غلام دست تو را چه کسی قطع کرد؟ او در جواب «ابن کوا» چنین گفت: دست راستم را کسی برید که پیشوای متقیان و پسرعمو و برادر پیامبر(صلوات الله علیه و آله)، شیر روی زمین، باران بیابان‌ها، کوبنده دشمنان و چراغ فروزان در تاریکی‌ها است. دست راستم را پیشوایی قطع کرد که قهرمان نبردهای بدر و احد بود. او سرور مکه و مدینه و ابطح است، و از دودمان هاشم و قریش است».

بعد از این مدح و ثنای زیبا، بلیغ و طولانی، راه خودش را گرفت و رفت. ابن کوا با شگفتی تمام خود را به محضر علی(علیه السلام) رسانده و گفت: یا ابالحسنین! تو دست آن غلام سیاه را قطع کردی و او در کوچه و بازار با زیباترین عبارات و بهترین کلمات تو را مدح و ثنا می‌گوید. امام دستور داد غلام را حاضر کنند. پس از او پرسید: ای غلام! من دست تو را بریدم و تو مرا مدح و ثنا می‌گویی؟! او پاسخ داد: یا امیرالمومنین! تو دست مرا به حکم خداوند و رسول او بریدی و به حق بریده‌ای و به واجب خدا و رسول او عمل کرده‌ای! چگونه تو را ستایم؟ علی(علیه السلام) دست بریده او را گرفته و با عبای خود پوشانید و دو رکعت نماز خوانده و دعا کرد و بعد آن را برجای خود قرار داد. آنگاه عبا را برداشت، دست غلام را به اذن الهی سالم یافتند. آنگاه به «عبدالله‌بن کوا» روی کرده و فرمود: ای «ابن کوا»! ما دوستانی داریم که اگر ایشان را قطعه قطعه کنیم جز بر دوستی و محبت آنان نسبت به ما نیفزاید و دشمنانی داریم که اگر عسل خالص را در گلوی آنها بریزیم، جز بر دشمنی نسبت به ما نخواهد افزود. بحارالانوار، ج 27، ص 147 

تعداد بازدید:262
نام
آدرس ایمیل
متن
کد امنیتی